بنام خدای عابدان

[مهمان گرامی تنها اعضای آسمانی ها قادر به دیدن لینک ها می باشند ]
در کتاب ها ، از نماز به عنوان ((معراج مومن )) ياد شده است. هر چند اين جمله را در جوامع روايى نيافتيم، ولى به قدرى معروف است كه علّامه مجلسى در لابه‏لاى بياناتش به آن استشهاد مى‏كند.( 1)
عروج و پرواز، نه در فضاي باز آسمان ، بلكه در فضاي معنويت بندگي است . براي رسيدن به (قرب پروردگار) است ، نه اوج گرفتن تا چند هزار پا در ارتفاع.
نماز كه توجّه به خالق هستي و دل كندن از علايق دنيوي است ، براي اهل معرفت يك پرواز به حساب مي آيد، پروزاي فراتر از طيران پرندگان در فضا، يا پرواز هواپيما در جو و بالاتر از آن . آنچه انسان را زمين گير مي كند، وابستگي هاي او به مادّيات و شهوات است و يکي از آثار نماز رهاي انسان از بند تعلقات و ماديات است.
به قول سعدي :
طيران مرغ ديدي، تو ز پاي بند شهوت به در آي تا ببيني طيران آدميّت
البته براي پرواز روح و معراج مومن چند امر لازم است:
1. قلب سليم.
2. اداي حق خدا و مردم.
3. رعايت مقدمات نماز.
4.حضور قلب در حال نماز.
بنابراين اگر مي بينيم كه نماز ما موجبات عروج روح به عالم معنا را فراهم نمي كند، به دليل آن است كه بر اين امر مهم بي توجه و يا كم توجه هستيم. بسياري از ما به اندازه اي كه براي يادگيري امور ديگر از قبيل انواع حرفه ها، هنرها، رفتن به كلاس هاي مختلف و حتي ديدن فيلم و... وقت صرف مي كنيم، براي يادگيري آداب و شرايط نماز و درك معاني كلمات و جملات نماز وقت صرف نمي كنيم. كم نيستند افرادي كه صرفاً از جنبه رفع تكليف شرعي به نماز مي نگرند، نه يك ارتباط صميمانه و عارفانه با خداوند رحمان؛ هنگام نماز دل به همه جا سر مي زند و با همه گفتگو مي كند. مگر با آنكه مشغول راز و نياز با اوست . زماني به خود مي آيد كه سلام آخر نماز را مي دهد . اين گونه نماز خواندن ناشي از غفلت ما از ياد خدا در امور روزمره، دل مشغولي هاي فكري و دنيوي بسيار، اسارت در دام شيطان و هواهاي نفساني و دل ندادن به يادگيري مسائل ديني است. اگر بدانيم كه نماز به فرمودة علي( ع)ستون دين است.(2) نيز اگر باورمان بيايد كه نخستين چيزي كه در قيامت مورد محاسبه قرار مي گيرد، نماز است و شرط قبولي ساير اعمال، نماز است، نيز اگر بدانيم كه با وجود كبر و ريا و خودبيني و خوردن لقمة حرام، نماز از مقبوليت ساقط مي گردد، اگر بدانيم كه در پيشگاه چه كسي ايستاده ايم و با چه كسي سخن مي گوييم و او چقدر مشتاق گفتگوست و چگونه نظر لطف و رحمتش را نثار بندگان مي كند، ديگر اين گونه غفلت زده و بي خبر و جاهل در برابر اين واجب بزرگ الهي نيستيم و با هر نماز عروج خواهيم كرد.
پي نوشت ها :
1. بحارالانوار، ج 79، ص 248 و 303.
2. نهج البلاغه، نامه 47.